محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
567
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى « 1 » . پس موسى را گفتند ما صبر نتوانيم كردن بر يك طعام ، دعا كن تا خداى تعالى ما را بيرون آرد ازين چيزها كز زمين برآيد چون باغلى و خيار و ترهاى الوان . « 2 » چنانك گفت : وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ واحِدٍ . ( الى قوله ) . هُوَ أَدْنى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ . « 3 » گفت همى شما بدل خواهيد بدانچه بترست بدانچه بهترست اين چيزها كه شما همىخواهيد بشهرها بود برويد تا اين چيزها بياويد . « 4 » دانست ايشان به هيچ شهر نتوانند رفتن . پس بدان بيابان اندر چهل سال بماندند هيچ راه باز نيافتند . هر چند موسى عليه السّلام دعا همى كرد خداى عزّ و جلّ همى گفت من بر ايشان حرام كردم كه ايشان راه نيابند چهل سال ، چنانك كه « 5 » گفت : عزّ و جلّ : فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً . الى الاية . « 6 » اكنون خلافست ميان علما اندرين قول . گروهى گويند موسى و هارون ببيابان تيه اندر بمردند ، اوّل هارون مرد وانگه موسى . وز پس ايشان خداى عزّ و جلّ يوشع را پيغامبرى داد و چهل سال برآمده بود و سپاه موسى بيشتر بمرده بودند و فرزندان ايشان بودند كه با يوشع برفتند بحرب جبّاران . و چون چهل سال تمام شد وقت آن بود كه بنى اسرايل از تيه بيرون آيند ، خداى تعالى وحى فرستاد سوى يوشع كه برخيز و اين سپاه را بحرب جبّاران بر . پس يوشع برخاست و آن سپاه را بيرون برد و آهنگ بلقا كرد . و اين بلقاشارستانى بود بزرگ و ملكى بود آنجا بزرگ و حصارى استوار . پس چون اين سپاه يوشع
--> ( 1 ) - سورة البقره 57 ( 2 ) - باقلى و خيار و سير و پياز و عدس و ترهاى الوان . ( نا ) ( 3 ) - البقره ، 61 ( 4 ) - بيابيد . ( خ ) ( 5 ) - چنان كه . ( خ ) ( 6 ) - المائده ، 26